شمس الدين محمد بن محمود آملي
277
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
فرود آمده باشد و آويخته . و اگر باريك باشد دليل بيمارى و رنجورى و كثرت بيمارى بود و اگر هر دو لب باريك بود و سست چنان كه چون بهمرسند لب بالائين بر لب زيرين افتاده باشد دليل بود بر بزرگي نفس و بلند همتى زيرا كه لب شير چنين است . اگر لبها باريك باشد و گشاده چنان كه دندان پيش پيدا بود دليل باشد بر قوت زيرا لب گراز چنين بود . و اگر لب سطبر باشد و لب بالائين بر لب زيرين معلق بود دليل بود بر جهل و نادانى و اين اعتبار از خر و كپى گرفتهاند . و اگر دندانها ضعيف و باريك بود از يكديگر گشاده دليل بود بر غايت ضعف و سستى . و اگر دندانهاى پيش دراز و قوى بود دليل بر حرص و شريرى بود و هر كه را روى به صورت خشمناكان ماند دليل بود بر قوت غضب و خشم . اگر بر روى او گوشت بسيار بود دليل باشد بر كاهلى و نادانى و اين اعتبار از گاو گرفتهاند و نيز چون روى بسيار گوشت دارد ركهاى دماغ از اخلاط و باد هاى غليظ ممتلى بود بدين سبب روحى كه سبب حس و حركت است در آنعروق و مجارى حركت نتواند كردن لاجرم فهم و عقل ناقص شود . و اگر بر روى گوشت اندك باشد دليل بود بر فكر و انديشه بسيار زيرا كه انديشه بسيار سبب خشگى مزاج مىشود و خشگى مزاج سبب قلت گوشت . و اگر روى بسيار گرد باشد دليل بود بر شكستگى نفس و درويشى طبع و دنائت و اين اعتبار از بوزينه گرفتهاند . و اگر روى سخت بزرگ باشد دليل بود بر كاهلى و اينرا از گاو و خر گرفتهاند . و اگر روى بغايت كوچك باشد دليل بد نفسى و خسيسى و دوستى نا كردن با مردم بود و اين اعتبار از كپى گرفتهاند و چون درست شد كه بزرگى و